![]() |
![]() |
|
| برنامه های هیئت شهدای جنت |
|
محبت در رگ و در پوست داريم
حسين بن علي را دوست داريم قيامت جز حسين غوغا ندارد شفاعت بي حسين معنا ندارد اگر آيد هزاران يوسف از راه حسين بن علي همتا ندارد سرش در روز محشر بي كلاه است كسي كه چون حسين مولا ندارد حسيني باش و تا محشر نگويند چرا پرونده ات امضا ندارد اگر پرونده ات امضا ندارد رضايت نامه از زهرا ندارد محبت در رگ و در پوست داريم اميرالمؤمنين را دوست داريم در اين ميخانه زاهد جا ندارد علي مرتضي همتا ندارد علي گفتن دليل رهنوردي است علي گفتن كمال رادمردي است تشيع بهترين فرهنگ دنياست ملاك آدميت عشق مولاست |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 1:16 توسط خادمین هیئت |
|
|
صلوات ، بهترين هديه از طرف خداوند براي انسان است .
منبع:www.jeyjaber.blogfa.com
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 6:40 توسط خادمین هیئت |
|
|
شكي نيست كه بي اعتنايي به نماز گناهي است بزرگ. بنابراين شناسايي مصاديق اين تحقير ناپسند، مقدمه پرهيز از اين عصيان نابخشودني است. عناوين زير از مصاديق سبك شمردن نماز است.
الف) تأخير نماز: امام صادق ـ عليه السلام ـ در تفسير آيهي شريفهي قرآن، كه در ارتباط با مذمت بي اعتنايي به نماز نازل گرديده است ميفرمايد: »تاخير الصّلاة عن اوّل وقتها لغير عذرٍ» مراد از بي اعتنايي به نماز، «تأخير آن از اول وقت بدون عذر است.» ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 0:19 توسط خادمین هیئت |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 23:33 توسط خادمین هیئت |
|
|
حدیث همراه 1 (منتخب میزان الحکمة) اولین نرم افزار حدیثی است که بر روی تلفنهای همراه سازگار عامل Simbiyan (مانند N70) قابل اجرا است
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 23:30 توسط خادمین هیئت |
|
|
علامه مجلسي اسامي حضرت زهرا (س) را چنين شرح نموده است
1-صديقه:بمعني معصومه است. 2-مباركه:يعني صاحب بركت در علم و فضل و كمالات و معجزات و خرق عادات و اولادو ذريه. 3-طاهره:يعني پاكيزه از صفات نقص. 4-زكيه:يعني نموكننده در كمالات و خيرات. 5-راضيه:يعني راضي بقضاي اللهي. 6-مرضيه:يعني پسنديده خدا و دوستان خدا. 7-محدثه:يعني خبر دهنده از غيب كه ملك و فرشته با او سخن گويد . 8-زهراء:يعني نوراني بنور دروني و بيروني . 9-فاطمه:يعني جدا شده از هر زشتي و بريده شده از هر بدي و باز گرفته شده از آلودگيهاي طبيعت. منبع:http://www.sh9826716.blogfa.com/ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 1:6 توسط خادمین هیئت |
|
|
برای جبران اشتباهات، به دوستانت همانقدر زمان بده که برای خودت فرصت قائل می شوی.
2.درملاقات های اولیه با دوست جدیدتان،موضوعات غم انگیز و بد گذشته راتعریف نکنید! 3.اگر یکی از دوستانتان از دست شما خیلی عصبانیست، مدتی اورا به حال خودش بگذارید. 4.از این که بهترین دوستانتان در هر شرایطی نظرش نسبت به شما تغییر نخواهد کرد ، مطمئن باشید! 5.بهتر است دوستانتان رافقط برای خودش بخواهید نه به خاطر آنچه که می توانند در اختیار شما بگذارند به خاطر هیچ کاری نماز اول وقت را از دست مده |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 1:0 توسط خادمین هیئت |
|
|
استفاده از تلفن همراه بيانگر افسردگي نوجوانان است
تحقيقات بدست آمده از سوي رواشناسان و مشاورين مدارس نشان مي دهد ، نوجواناني كه علاقه بسياري به تلفن همراه دارند داراي مشكلات رواني هستند. به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از موج، استفاده از تلفن همراه در بين نوجوانان و علاقه بسيار زياد آنها به سرويس پيغام كوتاه اس ام اس و دانلود انواع آهنگ ها ويژه تلفن همراه خود يكي از علائم افسردگي و ناراحتي در بين اين افراد مي باشد. تحقيقات صورت گرفته بين 575 دانش آموز مدارس دوره متوسطه نشان مي دهد ،يك سوم كاربران تلفن همراه علاقه بسياري به تلفن همراه خود دارند و روزانه بيش از 90 بار به سوي تلفن خود مي روند. اين افراد از نظر رواني مشكل دارند و دچار افسردگي هستند..اين افراد در مقايسه با كاربراني كه 70 بار در روز به سمت گوشي هاي خود مي روند و به نوعي از آن استفاده مي كنند از افسردگي و ناراحتي هاي بيشتري بر خوردار هستند. اين كاربران به اصطلاح معتاد به تلفن همراه هستند و طي نظرخواهي ها اعلام كردند: با برقراري ارتباط با سايرين مي توانند خود را به آرامش نسبي برسانند و احساس بهتري دارند. گفتني است ،بيشترين گرايش نوجوانان عصر كنوني به سرويس اس ام اس بوده است و اين افراد به برقراري مكالمات صوتي علاقه كمتري دارند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 0:42 توسط خادمین هیئت |
|
|
بدان كه حقيقت غيبت آن است كه چيزى نسبت به شخصي كه شيعه باشد ذكر كنى كه اگر به گوش او برسد او را ناخوش آيد و به آن راضى نباشد، خواه آن نقص، در بدن او باشد، مثل اين كه بگويى: فلانى كور، يا كر، يا گنگ، يا نيم مرده، يا كوتاه، يا بلند، يا سياه، يا زرد و امثال اينها است، يا در نسب او باشد مثل اين كه بگويى: پسر فلان، فاسق، يا ظالم، يا حمال زاده، يا نانجيب و نحو اينها است. يا در صفات و افعال و اقوال او باشد مثل اين كه بگويى: بد خلق، يا بخيل، يا متكبّر، يا ترسو، يا ريا كار، يا دروغگو، يا دزد، يا ظالم، يا پرگو، يا پرخور، يا بىوقت به خانه مردم مىرود، و نحو اينها است، يا در چيزى باشد كه متعلق به او باشد از: لباس، يا خانه، يا مركب. چنان كه بگويى: جامه فلان كس چركين است. يا خانه او چون خانه يهوديان است. يا عمامه او مثل گنبدى است، يا بقدر گردويى است. يا كلاه او دراز است. يا مركب او (جلف) است. و امثال اينها.
و همچنين در ساير امورى كه منسوب به او باشد و به بدى ياد شود كه اگر آن را بشنود ناخوشش آيد. همچنان كه حديث نبوى به آن دلالت مىكند، فرمود: (آيا مىدانيد كه غيبت چه چيز است؟ عرض كردند: خدا و رسول او داناتر است. فرمود: آن است كه ياد كنى برادر خود را به چيزى كه او را ناخوش آيد. شخصى عرض كرد كه اگر آن صفت با او باشد باز بد است؟ فرمود: اگر باشد غيبت است و الا بهتان است). (و نام مردى در خدمت آن حضرت برده شد، شخصى عرض كرد كه چه عاجز است. حضرت فرمود: غيبت رفيق خود را كردى). و روزى اسم زنى مذكور شد عايشه گفت: كوتاه قد است. جناب رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود: او را غيبت كردى). و زنى ديگر مذكور شد عايشه گفت: (آن دامن بلند است. حضرت فرمود: بيفكن از دهن خود، پس پاره گوشتى از دهن او افتاد). روزى يكى از اصحاب به ديگرى گفت: (فلان شخص بسيار خواب است. حضرت فرمود: گوشت برادر خود را خوردى). و آنچه در بعضى از احاديث وارد شده كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - يا بعضى از ائمّه - عليهم السّلام - مذمّت بعضى از اشخاص معيّنه را فرمودهاند، يا از براى بيان احكام الهى بوده يا از طوايفى بودهاند كه غيبت آنها مستثنى است، چنانچه ذكر آن خواهد آمد. غيبت به غير زبان مخفى نماند كه غيبت كردن منحصر به زبان نيست، بلكه هر نوعى كه نقصى از غير را بفهماند غيبت است، خواه به قول باشد، يا فعل، يا اشاره، يا ايماء، يا رمز، يا نوشتن. مروى است كه (زنى بر عايشه وارد شد چون بيرون رفت عائشه با دست خود اشاره كرد كه اين كوتاه است. حضرت فرمود كه غيبت او را كردى). و فرقى نيست در حرمت غيبت، ميان كنايه و تصريح. بلكه بسا باشد كه كنايه بدتر باشد. و غيبت به كنايه، مثل اين كه گويى: الحمد للّه كه خدا ما را مبتلا نكرد به همنشينى ظلمه. يا به حب رياست. يا سعى در تحصيل مال. يا بگويى: نعوذ بالله از بىشرمى. يا خدا ما را محافظت كند از بىشرمى. و غرض از اينها كنايه به شخصى باشد كه مرتكب اين اعمال باشد. و بسا كه چون خواهد كه غيبت كسى را كند از راه ريا و تشبّه به صلحا، ابتدا مدح او را مىكند و مذمت خود را نيز مىكند چنانچه مىگويد: فلان شخص چه بسيار خوب شخصى بود و روزگار او را نيز مثل ما كرد و از دست شيطان خلاصى نيافت. و بعضى از غيبت كنندگان هستند كه چون مىخواهند غيبت مسلمانى را كنند از راه نفاق، غم و اندوه خود را بر حال آن شخص اظهار مىكنند و حال اين كه در دل خود، هيچ اندوهى ندارند، چنان كه مىگويند: آه، چه قدر غصه خوردم دلم سوخت به جهت فلان شخص كه بىآبرو شد. يا فلان عمل از او سرزد. يا به او اهانت رسيد. خدا امر او را به اصلاح آورد. و اين منافق اگر دوست او بود و غم و اندوه او را خورد پس اظهار نمي كرد و دعايى كه به او مىكند در خلوت مي كرد. پس اظهار حزن و دعا از خباثت باطن اوست. و شيطان لعين او را بازيچه خود قرار داده، بر او امر را مشتبه كرده و بر ريش او مىخندد. و حسنات او را به باد مىدهد. و او چنان پندارد كه خوب مىكند. و نمىداند كه تيز بينان عالم دانش و بينش، از احوال و اوضاع برون او، احوال درونش را درك مىنمايند. حمد گفتى كو، نشان حامدون نى برونت را اثر نى اندرون رو ملاف از مشك كان بوى پياز از دم تو مىكند مكشوف راز و بسيارند كه غيبت مسلمانى را مىكنند و بعضى از حضار نمىشنوند بلند مىگويند سبحان اللّه امّا عجب نيست چنين چيزى. تا او خوب متوجّه شود و اين هر چه مىخواهد بگويد. شنونده غيبت نيز حكم غيبت كننده را دارد بدان كه آن كه غيبت را مىشنود نيز حكم غيبت كننده را دارد، همچنان كه در احاديث وارد شده است. و همچنان كه غيبت كنندگان، افساد دارند، غيبت شنوندگان نيز چنيناند، زيرا آن كسى كه در حضور او غيبت مسلمانى مىشود يا به آن خوشحال نمىشود و بدش هم نمىآيد و به اين جهت منع نمىكند. يا خوشحال مىشود ولى از راه ريا و اظهار زهد تصديق نمىكند، بلكه گاه است منع مىكند اما در قلب طالب آن است كه منع او را نشنوند. و بسا باشد حيلهها برانگيزد كه آن غيبت قطع نشود، مثل اين كه اظهار تعجب كند يا بگويد كه من چنين نمىدانستم و او را نوع ديگر شناخته بودم، كه آن غيبت كننده بيشتر ميل در غيبت كند. و به اين سخنها او را به غيبت وا مىدارد. و اينها همه در گناه و حكم با غيبت كننده شريكاند. خلاصه آن كه گناه شنونده غيبت، مثل غيبت كننده است، مگر اين كه در مقام انكار برآيد و سخن آن شخص را قطع كند. يا از مجلس برخيزد. و اگر قدرت بر اينها نداشته باشد در دل غضبناك گردد. و اگر به زبان گويد: ساكت شو، اما در دل، مايل و طالب باشد، اين از اهل نفاق است. پس بر اهل دين لازم است كه چنانچه غيبت مسلمانى را بشنوند در مقام انكار برآيند و آن را رد كنند و الا مستوجب نكال مىگردند. حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه (هر كه مؤمنى را در نزد او ذليل كنند و او بتواند يارى او را بكند و نكند خدا در روز قيامت او را ذليل مىسازد). و فرمود: (هر كه ردّ كند از غيبت، برادر خود را و آبروى او را محافظت كند، حق است بر خدا كه در روز قيامت آبروى او را نگاهدارد). و فرمود كه (هيچ مردى نيست كه بدى برادر مسلم او در نزد او مذكور شود و او بتواند او را جانب دارى و حمايت كند - اگر چه به يك كلمه باشد - و نكند مگر اين كه خداى - تعالى - او را در دنيا و آخرت ذليل مىكند. و هر كه بدى برادر مسلمش را در نزد او ذكر كنند و او يارى او كند خدا يارى او كند در دنيا و آخرت). و فرمود: (هر كه حمايت كند آبروى مسلمانى را، خدا در روز قيامت ملكى را مىفرستد كه او را حمايت كند). و فرمود: (هر كه منت گذارد بر برادر خود در خصوص غيبتى از او كه در مجلسى بشود و آن را رد كند، خداى تعالى هزار در از شرّ را در دنيا و آخرت از او دور مىكند. و اگر بتواند و ردّ غيبت او را نكند گناه او هفتاد مقابل آن كسى است كه غيبت كرده است). آيات و اخبار وارده در حرمت و مذمت غيبت چون حقيقت غيبت را شناختى بدان كه آن، اعظم مهلكات، و اشدّ معاصى است. و به اجماع جميع امت، و صريح كتاب ربّ العزه و احاديث پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - و ائمّه اطهار- عليهم السلام - حرمت آن ثابت است. خداوند عزّت مىفرمايد: ( وَ لا يَغْتَب بَعْضُكُمْ بَعْضا أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتا فَكَرِهْتُمُوهُ) يعنى: (بايد غيبت نكند بعضى از شما بعضى ديگر را، آيا دوست مىدارد يكى از شما كه بخورد گوشت برادر خود را در حالتى كه مرده باشد؟ پس كراهت مىداريد شما آن امر را). و از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - مروى است كه فرمود: (زنهار، احتراز كنيد از غيبت، به درستى كه غيبت، بدتر است از زنا، زيرا مردى كه زنا مىكند و توبه مىكند خدا او را قبول مىفرمايد ولى غيبت كننده را خدا نمىآمرزد تا آن كه غيبت او را كه كرده است از او بگذرد). و فرمود كه (در شب معراج به قومى گذشتيم كه روهاى خود را با ناخنهاى خود مىخراشيدند. از جبرئيل پرسيدم كه ايشان چه كساناند؟ گفت: غيبت كنندگان). روزى آن سرور بر منبر برآمدند و خطبهاى در نهايت بلندى خواندند - به نوعى كه زنان در خانهها آواز آن سرور را شنيدند - و فرمودند كه اى گروهى كه به زبان، ايمان آوردهايد و دل شما از ايمان خالى است غيبت مسلمين را مكنيد. و عيبجويى ايشان منمائيد، كه هر كه عيب جويى برادر خود كند خدا عيب او را ظاهر مىسازد اگر چه در اندرون خانه خود باشد). و در روز ديگر آن سرور بر بالاى منبر خطبهاى أدا فرمودند و بيان گناه ربا و عقوبت آن را كردند پس فرمودند: (يك درهم از ربا بدتر است از سى و شش زنا، و آبروى برادر مسلم را ريختن از ربا بدتر است). و وقتى آن حضرت مردم را امر به روزه فرمود، گفت: احدى بدون اذن من افطار نكند. چون شام داخل شد، يك يك مىآمدند و اذن گرفته افطار مىكردند تا مردى آمد و عرض كرد: يا رسول اللّه دو دختر من روزه گرفتهاند و حيا مانع ايشان است كه به خدمت تو رسند، اذن بفرما تا افطار كنند. حضرت روى مبارك گردانيد. آن مرد ثانيا عرض كرد. باز حضرت روى گردانيد. و در مرتبه سوم فرمود كه آنها روزه نگرفتهاند و چگونه روزه بودند و حال آن كه در همه روز گوشت مردم را به غيبت مىخوردند، برو ايشان را بگو تاقى كنند. آن مرد باز گشت و ايشان را خبر داد پس آنها قى كردند و از هر يك پارچه خون بسته دفع شد. چون پيغمبر را خبر دادند فرمود: به خدايى كه جان محمد در دست اوست كه اگر اين در شكم آنها باقى مىماند آتش جهنم آن را مىخورد. و اعتقادشان را سست و ضعيف ساخته. و به اين جهت در معاصى پروردگار بىباك گرديدهاند. چون معصيتى از ايشان صادر شد در عذر آن چون نمىتوانند كه آنچه در باطن ايشان (مخمر) است از عدم اعتقاد اظهار نمايند و از شقاوت و تزويرى هم كه دارند نمىخواهند تن به اعتراف دردهند. شيطان ايشان را بر آن مىدارد كه از اعمال ناشايست خود عذر بخواهند كه فلان عالم نيز آنچه ما كردهايم كرده، و آنچه را ما مرتكب شدهايم مرتكب شده. غافل از اين كه اين عذر نيست مگر از جهل و حماقت، زيرا اگر عمل اين عالم، اعتقاد تورا از معاد و حساب روز جزا بر طرف كرد پس تو كافر گشتهاى ديگر چه عذر مىخواهى. و اگر برطرف نكرده، كردن آن شخص از براى تو چه فايدهاى دارد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 19:55 توسط خادمین هیئت |
|
|
روز قیامت چه کسی جوابگو خواهد بود؟!
هفته قبل یکی از شاگردانم سر کلاس گفت: « خانم یک مسأله ای چند روزه ذهنم را مشغول کرده. چند روز پیش تو تاکسی نشسته بودم. راننده یک نوار عزاداری گذاشته بود. خانمی که کنارم نشسته بود بهم گفت: « این شیعه ها هم عجب اعتقادات مسخره ای دارند. امام حسین را خدای خودشون می دونند. الان هر بچه ای می دونه که خدا ( الله ) هست ولی اهل تشیّع میان امام حسین را ( أعوذ بالله ) از خدا هم بالاتر می برند.» منم بهش گفتم: « من خودم شیعه هستم امّا اصلا امام حسین را خدای خودمون نمی دونیم. این حرفا چیه میزنی خانم؟! » امّا اون خانم ( که معلوم بود سنّی مذهب است ) گفت: مگه نمیشنوی این مداح چی داره میگه؟! مگه اینا همین شیعه ها نیستند؟! داره میگه خدای من حسینه! لا اله الّا .... ( أستغفر الله ). اینا دارند کفر میگن. این چه شیعه ایه؟!» راستش خانم! وقتی اون زن این حرف را زد دیگه نتونستم جوابش را بدهم. راستش خودمم شک کردم تو این موضوع. حالا میشه شما بگید چرا ما شیعه ها امام حسین علیه السلام را خدای خودمون می دونیم؟!» وقتی این صحبت ها را از زبان شاگردم ـ یک دختر سیزده ساله ـ شنیدم، دوست داشتم همون جا بنشینم و زار بزنم که بعضی ها چه به سر آبروی تشیّع آوردند! جواب شاگردم را دادم. اونقدر صحبت کردم که قانعش کنم که تشیّع چنین اعتقادی نداره که امام حسین علیه السلام را خدای خودش بدونه. براش توضیح دادم که بعضی مداحان برای شور و حال دادن به مجالس خودشون ( به قول خودشون ابراز محبّت و عشق به امامشون ) اینطور بدعت ها را وارد مداحی هاشون کردند. خرافه های زیادی را وارد مداحی هاشون کردند تا مجالسشون با حال تر و شلوغ تر بشه. اینکه بعضی هاشون برای مشهور شدنشون آهنگ هایی را به کار بردند که عرش خدا را به لرزه در میاره. اونقدر گفتم و گفتم که گفت ممنون خانم حالا اگه یکی به مذهبم توهین کنه می دونم چه جوری جوابش را بدهم. ما بهترین مذهب را داریم. شما را به خدا بیایید منصفانه قضاوت کنید و بعد از برخی مداحانی که این جور خرافه ها و بدعت ها را وارد مذهب تشیّع کردند دفاع کنید. من خوب می دونم که فلان مداح خودش اعتراف کرده که منظورش از گفتن ( من حسین اللهی هستم ) فقط ابراز احساسات بوده و هرگز منظورش این نبوده که نعوذ بالله امام حسین علیه السلام خدای اونه. ولی بینی و بین الله ضربه ای که این مداحی ها به تشیّع وارد کرد را چه کسی جبران میکنه؟! مگه این مداحان نمی دونند علم پیشرفت کرده و در عرض چند دقیقه صداشون به همه دنیا منتشر میشه؟! این عبارات حتی اگه بدون منظور و غرض ورزی در مداحی ها به کار برده بشود ، حتی اگه فقط حرف عشق به امام هم باشه ، باز هم به خاطر بدبین کردن پیروان مذاهب دیگه نسبت به تشیّع محکومه. تجربه نشون داده که کلام یک مداح خیلی بیشتر از چندین کتاب معتبر روی عوام الناس تأثیر گذاره . بابا به خدا این حرفا روی اذهان مختلف تأثیر های متفاوت میذاره . نمونه اش را خودم با چشمم دیدم که همین مداحی ها چه طور یک دختر سیزده ساله را دچار شک و تردید کرده. چرا نمی خواهیم واقعیت را بپذیریم؟! چرا داریم خودمون را گول می زنیم؟! چرا مداحان ما باید کاری بکنند که مقام معظم رهبری بیشترین توصیه هاشون در سخنرانی های اخیرشون خطاب به مداحان باشه که حواسشون را جمع کنند خرافه و بدعت وارد نوحه سرایی هاشون نکنند، آهنگ های مبتذل به کار نبرند؟! ضربه ای که چنین مداحانی بر پیکره تشیّع وارد می کنند اونقدر سنگینه که نمی دونم روز قیامت چه جوری می خواهند جواب سید الشهداء را بدهند! چند نفر اطلاع کافی از هدف قیام امام حسین علیه السلام دارند؟! چند نفر با بینش و معرفت در مجلس عزاداری امام حسین علیه السلام شرکت می کنند؟! چرا همه دید و بازدید هایشان برای مجالس امام حسین است؟! چرا موقع سخنرانی یک سخنران که فرسنگ ها راه را طی کرده ( این قسمت در مورد مجالس شهر خودمونه که سنّی نشین هستش ) تا برای آگاه کردن مردم از اهداف قیام امام حسین علیه السلام صحبت کنه، به جای صدای سخنران باید صدای صحبت و خنده زنان را بشنویم؟! چرا ارزش و جایگاه مجلس سوگواری سید الشهداء علیه السلام اینقدر پایین اومده؟! چرا؟! چرا؟! چراهای زیادی که روز قیامت همه ما ـ که ادعای شیعه بودن می کنیم ـ را شرمنده سرور و مولامون میکنه. وا اسفا! وا حسرتا ! رسول تُرک کجا بود و ما کجاییم؟! وا حسرتا ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 11:38 توسط خادمین هیئت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام عليك اين وبلاگ به مدد آقا امام زمان وشهدا تاسيس شده است و تمام برنامه هاي هيئت شهداي جنت در آن نوشته مي شود اميدواريم استفاده لازم را ببريد اين هيئت وابسته به هيچ سازمان يا ارگاني نمي باشد وفقط طرف اين هيئت امام زمان مي باشد واميد واريم اگر كمكي از دست شما برمي آيد دريغ ننمائيد هيئت متعلق به همه ي محبان امام زمان مي باشد
خدا نگهدار شما باشد. دست بوس شما خادم هيئت. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
هيئت شهداي جنت |
| پیوندها |
|
وبلاگ از بچه هاي هيئت مذهبي1 وبلاگ از بچه هاي هيئت مذهبي2 آشناي تنها شعر سایت امام حسن مجتبی(ع)(دانلود مداحي ) عشق به خدا تبيان همدان |
|
RSS
|